پله پله تا پله ي ترقي

کسی که بخواهد به قله کوه برسد، باید قدم به قدم به طرف بالا حرکت کند. نمی شود یک دفعه ازپایین کوه، به قله آن برسد. مثلا اگر بخواهی به قله دماوند برسی باید دو، سه روز کوه نوردی کنی.
کسی که بخواهد همه شاهنامه را بخواند باید هر روز چند صفحه را مطالعه کند. امکان ندارد که کسی یک روزه این کتاب بزرگ را بخواند.
کسی که بخواهد یک نقاش ماهر بشود، باید چند سال کلاس برود و حسابی تمرین کند. ده ها تابلوی نقاشی بکشد. با دو سه روز نقاشی کردن کسی نقاش نمی شود.
این مثال ها را زدم تا بدانی که رسیدن به هر هدفی، صبر می خواهد. باید قدم به قدم به طرف پایین برویم .
وقتی که کسی ازنردبان بالا می رود، یک دفعه پایش را از پله اول روی پله دهم نمی گذارد. برای بالا رفتن از نردبان، باید پله پله به طرف بالا حرکت کرد.
یعنی باید گام به گام به هدف نزدیک شد. هر کاری همین طوری است.
كتاب شهر ضرب المثل، غلامرضا حيدري ابهري، ص2
كتاب راز كانال كميل، روايت پنج روز مقاومت رزمندگان گردان كميل در كانال فكه است كه مطالعه ي آن به همگي دوستان محقق و پژوهشگر توصيه مي شود.
سالها پیش در ایران پادشاهی حکومت میکرد که به اهمیت آموزش و پرورش پی برده بود. ولی عیبش این بود که این پادشاه فقط آموزش را برای پسرش که ولیعهد خودش بود، لازم میدانست.
شاه مدتها به دنبال یک معلم خوب و باسواد بود که بتواند آموزش پسرش را با اطمینان به او بسپارد. معلمهای مختلفی آمدند و رفتند تا اینکه شاه از میان این همه معلم، مردی را انتخاب کرد و به او قول داد، اگر بتواند پسرش را به خوبی تعلیم دهد ثروت قابل توجهی به او خواهد داد. معلم قبول کرد که خواستهی پادشاه را به بهترین نحو انجام دهد.
فقط به این شرط که معلم حق داشته باشد، سخت گیریهای لازم و حتی تنبیه به موقع را برای ولیعهد انجام دهد. پادشاه با اینکه خیلی پسرش را دوست داشت ولی آگاه بود که او باید برای سوادآموزی به سختی تلاش کند.
پسر شاهزاده در سن پایین به این معلم سپرده شد تا مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد. هر روز از طرف معلم تکالیفی به او سپرده میشد که او موظف بود آنها را انجام دهد و اگر انجام نمیشد معلم به شدت با او برخورد میکرد. در حیاط قصر درخت آلبالویی بود که همیشه یک شاخه از آن را معلم کنده بود و به شکل ترکهای در دست داشت اگر ولیعهد سؤالات معلم را به درستی پاسخ نمیداد، یک ترکه میخورد.
صفحات: 1· 2